الشيخ حسين المظاهري
66
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
شما به جهت ان ربا را حلال كنيد بايد بدانيد كه ان اشكال از نظام مالى اسلام نيست بلكه بدان جهت است كه جامعه به همهى قوانين اسلام عمل نمىكند و بعبارت ديگر اسلام تمام و كمال را در جامعه پياده نكردهايد ، و بدلخواه خود در ميان قوانين اسلام جدائى انداختهايد و برخى را رها نمودهايد . اگر بانكها كه بيش از بيست گونه درآمد دارند دست از رباخوارى بردارند ، باز جبر زمان افراد جامعه را به ربا دادن وا مىدارد ؟ اگر بانكها بجاى رباخوارى قانون مضاربهى اسلام را پياده كنند ، و براى مضاربه پول بگيرند و براى مضاربه پول بدهند ، جبر زمان با آنها چه خواهد كرد ؟ اگر ممالك اسلامى به استقلال خود پاىبند باشند و از غربزدگى و شرقزدگى و پيروى از اربابان غارتگر شرق و غرب روى برتابند ، و به آيين مقدس اسلام روى آورند ، آيا باز جبر زمان موجب مىشود كه زير سلطه و استثمار ديگران قرار گيرند ؟ ! اگر خرجهاى اضافى و بىجهتبرجهااز زندگى حذف شود آيا رباهاى شخصى و رباهاى شخصيتهاى حقوقى از بين نخواهد رفت ؟ ! گذشته از همهى اينها ، اگر جبر زمان باشد براى ربادهنده است ، به رباگيرنده . فرضا ربادهنده گاهى به قرض ربوى مجبور مىشود و ممكن است قاعدهى « الضرورات تبيح المحذورات » ربا دادن را براى او تجويز كند ، ولى به مىتوانيد مدّعى شويد كه گرفتن ربا براى گيرنده هم جايز است ؟ دقت شود و امّا پاسخ راههايى كه براى حلال شمردن ربا نام مىبرند : 1 - گفتند رباى تصاعدى حرام است نه رباى كم !